سيد علي اكبر قرشي
1068
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
دوستى او را به غير حق ( غلوّ ) مى كشد و دشمن دارندهء مفرطى كه عداوت او را به غير حق مى برد : « خير الناس فىّ حالا النمط الاوسط فالزموه » خ 127 184 . بهترين مردم دربارهء من گروه متوسطند ، به آنها ملازم شويد . نمق : تنميق : زينت دادن . گويند : « نمّق الكتاب : حسنّه و زينّه بالكتابه » اين لفظ تنها يك دفعه در « نهج » آمده است ، به معاويه مى نويسد : « اتتنى منك رسالة محبّرة نمقّتها بضلالك و امضيتها بسوء رائك » نامهء 7 367 ، از تو به من نامه مزيّنى آمد كه آن را با ضلالت خود زينت داده و با سوء رأى خويش ارسال كرده بودى . نمل : ( مثل عقل ) مورچه ، واحد آن نمله است كه سه بار در « نهج » ديده مىشود ، دربارهء عدم معصيت خويش فرموده : « و الله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى الله فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلته » خ 224 347 به خدا قسم اگر اقليمهاى هفتگانه و هر آنچه در آنهاست را به من بدهند تا خدا را معصيت كنم كه پوست جوى را از مورچهاى بگيرم نمى كنم . و دربارهء عجائب خلقت مورچه فرموده : « انظروا الى النملة فى صغر جثّتها و لطافة هيئتها لا تكاد تنال بلحظ البصر و لا بمستدرك الفكر كيف دبّت على ارضها و صبّت على رزقها تنقل الحبّة الى جحرها و تعدّها فى مسقّرها و تجمع فى حرّها لبردها ، . . . » بنگريد به مورچه در كوچكى وجودش و در لطافت شكلش تا حديّكه نزديك است با چشم ديده نشود و به فكر نيايد ، بنگريد چطور در زمين حركت مىكند و بر جمع آورى رزق خويش كشيده شده ، دانه را به لانهء خود منتقل مىكند و در منزل خود آماده مىكند ، در وقت گرما براى وقت سرما جمع مىكند . . . و لو فكّرت فى مجارى اكلها فى علوها و سفلها و ما فى الجوف من شراسيف بطنها و ما فى الرأس من عينها و اذنها لقضيت من خلقها عجبا و لقيت من و صفها تعبا . . . و لو ضربت فى مذاهب فكرك لتبلغ غاياته ما دلّتك الدلالة الّا على انّ فاطر النملة هو فاطر النخلة لدقيق تفصيل كلّ شى ء . . . » خ 185 270 ، و اگر بينديشى در مجارى غذاى او در بالا و پائين و در آنچه در جوف دارد از غضروفهاى شكمش و در آنچه در سر دارد از چشم و گوشش از خلقت او در تعجب خواهى بود و در توصيف او به زحمت